ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

632

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

اين عنوان كه لفظ « صراخ » و « عجّ » براي سخن گفتن خون ووارث ، به زبان حال كه ترجمان مقال است استعاره آورده شده است . وجه استعارهء صراخ وعجيج اين است كه بيانگر تظلّم وشكايتند وخونهاى بناحق ريخته شدهء وارثهايى كه به وسيله داوريهاى غلط به يغما رفته ، به زبان حال سخن مىگويند وتظلّم وشكايت خود را بيان مىكنند . به اين دليل است كه استعارهء اين دو لفظ در اين جا زيباست . بعد از آن كه امام ( ع ) ويژگيهاى دو مردى كه مورد خشم خدا هستند با أوصاف زشت به تفصيل بيان مىكند تنفّر از آنها را به طور مختصر كه هم شامل آن دو وهم شامل ديگر جهّال مىشود به عنوان شكايت به خدا وبيزارى جستن از آنها مىآورد : « به خدا شكايت مىبرم از گروهى كه راه نادانان را مىروند . » در بعضي از نسخ به جاى « إلى اللّه اشكو » « إلى اللّه ابرء » آمده است . براي افراد غير قابل قبول اوصافى را بيان مىكند كه ابتداى آن أوصاف باقي ماندن بر جهالت وزندگى كردن با ناداني است . كلمهء عيش در عبارت امام ( ع ) كناية از زندگى است زيرا در مقابل آن موت را آورده وفرموده است : يموتون ضلّالا ، اين جملهء وصفى است كه از جملهء اوّل يعنى : يعيشون جهّالا فهميده مىشود ، زيرا كسى كه جاهل زندگى كند گمراه مىميرد . ( 4557 - 4522 ) فرموده است : ليس فيهم سلقة ابور من الكتاب إذا تلى حقّ تلاوته . . . إلى آخره . توضيح جملهء بالا اين است كه هر گاه كتاب خدا به گونه‌اى تفسير شود كه حقّ مطلب است آن را نادرست مىدانند وبه خاطر جهلي كه دارند بدان ارج مىنهند . وهر گاه كتاب خدا از موضع حقيقي خود منحرف شود ومطابق اغراض ومقاصد پست آنها در آيد با گران‌ترين قيمت آن را مىخرند وبهترين ارزش را براي آنها دارد « سلعه » را براي ارزشيابى استعاره آورده ووجه تشبيه آشكار است ومنشأ تمام اين انحرافات ناداني است . همچنين نزد آنها ناشناخته‌تر از معروف